ویو صبح

ویو صبح
از خواب بلند شدم رفتم پایین
_صبح بخیر
+صبح بخیر خرس
_هی به من نگو خرس
+خرسی دیگه انقدر میخوابی
_مگه ساعت چنده
+ساعت...۱ و ۲۴ دقیقه
_چییییی
+میگم خرسی باور نداری
_اوففف باشه
+بیا ناهار
_ناهار؟
+آره دیگه
_اوففف باشه
+اوففف باشه
_هی ادامو درنیار
+باشه
رفتم و نشستم و شروع کردم به غذا خوردن
+این نمکش کمه
_راست میگه
خدمتکار:الان براتون نمک میارم
نمک و آورد و روی غذای من و جونگکوک ریخت
۲۰مین بعد
_ج...جونگکوک
+ب...بله
_من خیلی گرممه
+منم
+بیا اینجا...تو غذا چی بود
خدمتکار:(توضیح میده)
خدمتکار:ای وای
_چیشده
خدمتکار:ا...ارباب...من ف...فکر کردم این نمکه
+این...چیه(داد)
_ج...جونگکوک آروم باش
خدمتکار.ارباب این پودر تحریک کنندس(ترس)
+شما ها اینجا چه غلطی میکنید(درحال پاره شدن)
خدمتکار:ببخشید ارباب
خدمتکار رفت و منو جونگکوک روی مبل نشسته بودیم و درحال پاره شدن بودیم
_جونگکوک...چ...چه غلطی کنم
+فکر کنم باید...بریم تو...اتاق(پوزخند)
_جونگکوک...من...پریودم
+...دارم پاره میشم ا.ت
_آها برو...دوش آب سرد بگیر
+ا.ت
_هوم
+آب قطعه
_‌...جونگکوک اینجا...آههه عمارته یا آههه فقیر خونه
+خب اهه چیکار کنم
رفتم توی اتاقم روی تخت نشستم
که صدای پا اومد
جونگکوک اومد توی اتاق
و درو باز کرد و سمتم اومد
و روم خیمه زد
_جونگکوک...نه...
حرفش با قرار گرفتن لباش با لبم تموم شد
بعد از ۲ دقیقه بعد نفس کم آوردم که به سینش(یه استغفرالله دیگه بریم📿📿)مشت میزدم ولی ولم نمیکرد
بعد از ۲۰ مین ازم جدا شد و روی تخت دراز کشید
+هوفففف حس میکنم بهترم
_آره منم
دیدگاه ها (۴)

+ا.ت_هوم+تو منو دوست داری؟تو ترکم میکنی یه روز؟اگه مثلا ترکت...

که...در باز شد و مامان کوک و یونا اومدن تو اتاقروشون رو برگر...

ویو بعد از عروسیسوار ماشین شدیم و راه افتادیم به سمت عمارت خ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط