فیک:تهیونگ

فیک:تهیونگ

پارت:اول

نزدیک ۱ ماه بود او خواب میدی که پروانه در دشت با،بال های آهنی پرواز میکند اما هر دفعه بر زمین میافتد و دیگران اورا مسخره میکنند،اما خواب او در این وسط به پایان میرسد؟چرا؟

همچنان ذهن او درگیر است که چرا؟او چرا بال های آهنی دارد؟ چرا من باید این خواب را ببینم؟

ذهن او روز ها شب ها درگیر بود او دلش نمیخواست این موضوع را به کسی بگوید زیرا او درد های بزرگی داشت که اگر یک کلمه از آن ها را میگفت دیگر دست خودش نبود و تمام رار هایش را میگفت.

یک روز تصمیم گرفت به دشتی برود در ساعت ۵ صبح ساعت بیداری پروانه ها🦋

او هیچ وصیله ای با خود نبرد حتی گوشی (ماشین نداشت زیرا این اتفاق در سال ۲۰۱۴ افتاد یک سال بعد تشکیل گروه)

او رفت و ساعت ها در تماشای پروانه ها نشست🦋🌌

دیگر تمام اعضای گروه نگران او بودند نگران بودند که نکنه اتفاقی افتاده یا .......

بالاخره اومد〰️

تمام اعضای با صدای بلند داد زدند و نگرانی خودشان را نشان دادند اما او همچنان خسته و درگیر بدون جواب به اتاق رفت و جونکوک گفت: شاید هیت ها ازیتش کرده یا شاید رئیس کمپانی چیزی گفته.

چی هوپ:شاید مثل من قیافه اش را مسخره کردن😔

نامجون:شاید مثل من اون رو دراز معرفی کردن😣

شوگا:لابد مثل من اون رو عصبی نامیدن😥

و هر کدام مشکو های خود را گفتن و حدث زدن اما در تهیوگ چیز دیگری بود..
دیدگاه ها (۰)

فیک جدیدنام:در جستوجوی یک رازتعدادپارت: نا معلوم

این بالا قرمز کن

نام تغییر کرد

این بالا رو قرمز کن

sing for me. p1

Part4

#دوراهی                                  پارت . 5 .بودن در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط