تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی

تو چه کردی، که دلم را، به تنم لرزاندی
یک شَبه آمدی،، وُ در دلم عُمری ماندی

در نگاهت چه فروغی، نهان بود، که از پرتو ِآن
عشق، بر دخمه ی تاریکِ دلم،، افشاندی

نه تو،، آن سان،، بر ِمن بودی،، وُ نه من بَر ِتو
که بدین سان،، تو مرا،، واله ی خود گرداندی

این چه حسّی ست،، که من،، بَهر ِتو،، در دل دارم
آن چه احساس خوشی بود، که سویم راندی

توچه کردی که با جرعه ای از جام ِ لبت
چشمه ی مِهر، به صحرای دلم،، جوشاندی

تو نبودی من از عشق، چه میـدانستم؟
تو چه خوب آمدی،، وُ خوب به من فهماندی

🌾 🌹 🌾 🌹 🌾 🌹 ┄┅┅┄┅┄┅✶🌸 ✶┄┅┄ ┅ ┅┄ ┄
دیدگاه ها (۸)

تو از من میخواهی عاشق باشم، من از تو میخواهم دوستم داشته باش...

, 🌸 💖 🌸 💖 🌸 💖 🌸 💖 🌸 💖 سلام،روزتون پر از خوبی ... پر از عشق ....

تا به حال به آپارتمان دقت کردی سقف زندگیه یکی، کف زندگی دیگر...

ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط