نیمه شب شد به دلش روضه ی ارباب افتاد

نیمه شب شد به دلش روضه ی ارباب افتاد

باز هم شاعر بیچاره که از خواب افتـاد

ذکر ها از پی هم شعر شدند ، تا اینکه

نوبت ذکر حسین شد دهنش آب افتاد
دیدگاه ها (۶)

حیفم آمد که صبح را ، با نفس خوب خدا "ها" نکنم! بیت بی معنی "...

...ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺧﯽ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﻣﺰﻩﭘﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،...

عاشقانه های مولا ... وچه دردناک استآن که دوستش داریوهمیشه در...

بے حجابے آزادے نیست ، چون هیچ صاحب خانه اے با نام آزادے دیوا...

عاشقانه های شبنم

شبای مُحرّم همه زیر یه پرچم چه حالی داره نورٌ علی نور زیارت ...

*عزیز فاطمه در قتله گاه گیر افتادبه دست حرمله شمشیر تیز ‌و ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط