مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 32
مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 32
میا. چه کاری؟
ا/ت. میتونی مهر و مدارک شرکت رو از کار اتاق لیسان برام بیاری؟ من بهشون نیاز دارم فقط یه کپی ازشون میگیرم و دوباره میزاریمش سرجاش ولی میا تو مجبور نیستی این کار رو بکنی میدونم ممکن برات سخت باشه
میا. چه مدارکی تو اتاق کازش هست که میخایش؟
ا/ت. امم....منم نمیدونم اما باید همه چی رو بخونم از قرار داد های این یه ماه تا هر مدرکی که اسم من یا مادرم روش باشه میا بازم میگم تو مجبور نیستی این کار رو بکنی
میا. من از بچگی شاهد این بودم که مادرم چقدر اذیتت کرد و در حقت بدی کرد این تنها کاریه که به جای عذر خواهی از طرف مادرم و همه کار های که این چند وقت باهات کرده انجام بدم
ا/ت. ( میا رو بغل کرد) ممنونم میا هر چی بشه من مراقبت هستم
میا. متقابلا بغلش کرد
سوریا. امم..... دخترا ما زمانمون محدوده کی مدارک رو میارین
میا. الان میرم میارمشون......... من رفتم
ا/ت. سوریا. ممنون به سلامت
( ادمین. میا از شرکت ومد بیرون و رفت خونه وقتی وارد شد هیچ کس ونجا نبود میا اول کل خونه رو گشت و وقتی مطمن شد مادرش خونه نیست رفت به اتاق کار لیسان و دنبال مدارک گشت چند تا از مدارک روی میز بودن چکشون کرد ببینه مال کِی مال دوماه پیش بودن اما میا مال 1 ماه پیش تا الان رو میخاست میا بین مدارک تو کمد گشت و همه مدارک رو پیدا کرد اما وقتی خاست مدارک دیگه رو بزاره سرجاش یه جعبه دید خاست بازش کنه ولی قفل بود دنبال کلیک توی اتاق گذشت و چند مین بعد از توی یه جعبه دیگه از زیر تخت پیداش کرد وقتی بازش کرد یه کلید توش بود سریع جعبه رو گذاشت سر جاش و رفت سر وقت ون یکی جعبه و با ون کلیک بازش کرد یه گوشی نوکیا قدیمی و یه سیم کارت توش بود سیم کارت و گوشی رو تو کوله اش گذاشت و جعبه رو بست و وسایلشم گذاشت روش و از اتاق ومد بیرون و در و بست و وقتی به ته راه رو رسید یهو چشمش به لیسان افتاد و چون ون هم مدرک تو کوله اش بود خیلی ترسید ولس سعی کرد به روش نیاره.........
میا. سلام مامان
لیسان. سلام میا........ جایی میری؟
میا. اره مامان میرم پیش یونا طرح هامو نشونش بدم تا عصر میام خونه
لیسان. باشه برو
میا. خدافظ
لیسان. یه لحظه واستا میا
میا. ( ایستاد قلبش تند میزد یعنی فهمید.... ؟)
میا. ب..... بله.؟
لیسان. تو صبح با ا/ت کجا رفتی؟ اصلا کی ومدی خونه؟
میا. امم. من با ا/ت جایی نرفتم من فقط باهاشون از خونه رفتم بیرون بعد رفتم خونه یونا برای. پروژه باهاش حرف زدم قرار شد بیام خونه طراحامو ببرم نشونش بدم روشون کار کنیم منم تازه ومد خونه
لیسان. مشکوک به میا نگاه کرد اما چاره ای جز باور کردن نداشت
لیسان. هومم........ باشه.... خدافظ
میا. خدافظ ( از خونه ومد بیرون رفت شرکت.....
ادامه دارد........
میا. چه کاری؟
ا/ت. میتونی مهر و مدارک شرکت رو از کار اتاق لیسان برام بیاری؟ من بهشون نیاز دارم فقط یه کپی ازشون میگیرم و دوباره میزاریمش سرجاش ولی میا تو مجبور نیستی این کار رو بکنی میدونم ممکن برات سخت باشه
میا. چه مدارکی تو اتاق کازش هست که میخایش؟
ا/ت. امم....منم نمیدونم اما باید همه چی رو بخونم از قرار داد های این یه ماه تا هر مدرکی که اسم من یا مادرم روش باشه میا بازم میگم تو مجبور نیستی این کار رو بکنی
میا. من از بچگی شاهد این بودم که مادرم چقدر اذیتت کرد و در حقت بدی کرد این تنها کاریه که به جای عذر خواهی از طرف مادرم و همه کار های که این چند وقت باهات کرده انجام بدم
ا/ت. ( میا رو بغل کرد) ممنونم میا هر چی بشه من مراقبت هستم
میا. متقابلا بغلش کرد
سوریا. امم..... دخترا ما زمانمون محدوده کی مدارک رو میارین
میا. الان میرم میارمشون......... من رفتم
ا/ت. سوریا. ممنون به سلامت
( ادمین. میا از شرکت ومد بیرون و رفت خونه وقتی وارد شد هیچ کس ونجا نبود میا اول کل خونه رو گشت و وقتی مطمن شد مادرش خونه نیست رفت به اتاق کار لیسان و دنبال مدارک گشت چند تا از مدارک روی میز بودن چکشون کرد ببینه مال کِی مال دوماه پیش بودن اما میا مال 1 ماه پیش تا الان رو میخاست میا بین مدارک تو کمد گشت و همه مدارک رو پیدا کرد اما وقتی خاست مدارک دیگه رو بزاره سرجاش یه جعبه دید خاست بازش کنه ولی قفل بود دنبال کلیک توی اتاق گذشت و چند مین بعد از توی یه جعبه دیگه از زیر تخت پیداش کرد وقتی بازش کرد یه کلید توش بود سریع جعبه رو گذاشت سر جاش و رفت سر وقت ون یکی جعبه و با ون کلیک بازش کرد یه گوشی نوکیا قدیمی و یه سیم کارت توش بود سیم کارت و گوشی رو تو کوله اش گذاشت و جعبه رو بست و وسایلشم گذاشت روش و از اتاق ومد بیرون و در و بست و وقتی به ته راه رو رسید یهو چشمش به لیسان افتاد و چون ون هم مدرک تو کوله اش بود خیلی ترسید ولس سعی کرد به روش نیاره.........
میا. سلام مامان
لیسان. سلام میا........ جایی میری؟
میا. اره مامان میرم پیش یونا طرح هامو نشونش بدم تا عصر میام خونه
لیسان. باشه برو
میا. خدافظ
لیسان. یه لحظه واستا میا
میا. ( ایستاد قلبش تند میزد یعنی فهمید.... ؟)
میا. ب..... بله.؟
لیسان. تو صبح با ا/ت کجا رفتی؟ اصلا کی ومدی خونه؟
میا. امم. من با ا/ت جایی نرفتم من فقط باهاشون از خونه رفتم بیرون بعد رفتم خونه یونا برای. پروژه باهاش حرف زدم قرار شد بیام خونه طراحامو ببرم نشونش بدم روشون کار کنیم منم تازه ومد خونه
لیسان. مشکوک به میا نگاه کرد اما چاره ای جز باور کردن نداشت
لیسان. هومم........ باشه.... خدافظ
میا. خدافظ ( از خونه ومد بیرون رفت شرکت.....
ادامه دارد........
- ۱۶.۲k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط