ترکش از چشم تو خورده را

ترکش از چشم تو خورده را
طبیب چاره نیست
به قضا
بایدش سپرد

n
دیدگاه ها (۱)

من مست باشم و تو هشیارمن بوسه خواهم وتو هی ناز کنیناز کنیn

لیلیّه ادگ الگمر هلبت وجهکم یجی ویطفی بیّه الناس لیلیّه اکض ...

مقصر رسوایی خود نیستیمروزگار هر که را عزیز بداردمیدرد پیراهن...

می سوزاند مرابارش باران وزخم زبان وقتی که بهانه این هجومنیام...

هر چی تو بگی چشم N

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط