مخفیگاه شیکاراکی
((مخفیگاه شیکاراکی))
راوی: بعد از این که کاچان و شوتو رو به اتاق های مشخص بردن (به همون صندلی که تو حادثه ی کامینو کاچانو بستن، بستنشون. دکو رو هم به همون بستن)توگا هم چون میدوریا ضخمی خونی بود دلش داشت غشو ضعف می رفت
توگا: عاشق خونم! عاشق آدمای ضخمیم!ببینم اسمت چیه؟!!
دکو: م.م.من می.مید.وریا ای.وز.کو عم
توگا:عاشقتم ایزوکو کون!!!(به دکو نزدیک شد و چاقوش رو روی صورت میدوریا گزاشت) می دونی که اگه کاری کنی نتها خودت بلکه دوستات هم می میرن درسته
_آ.آ.آره
+ خوبه پس....( یه خط خیلی بزرگ رو صورت توگا انداخت)
دکو: ک.ک.ک.ک.ک.ک
توگا:(خر کیف) آآآآآآ الان خیلی ناز تر شدی ایزوکو کون!
می دونی واقعا خونت خیلی قرمز تر از چیه فکرش رو می کردم!! (حالا وارد بخشای جذاب می شیم😈)
راوی: توگا رفت سمت دکو و یقه ی لباسش رو گرفت و....
راوی: بعد از این که کاچان و شوتو رو به اتاق های مشخص بردن (به همون صندلی که تو حادثه ی کامینو کاچانو بستن، بستنشون. دکو رو هم به همون بستن)توگا هم چون میدوریا ضخمی خونی بود دلش داشت غشو ضعف می رفت
توگا: عاشق خونم! عاشق آدمای ضخمیم!ببینم اسمت چیه؟!!
دکو: م.م.من می.مید.وریا ای.وز.کو عم
توگا:عاشقتم ایزوکو کون!!!(به دکو نزدیک شد و چاقوش رو روی صورت میدوریا گزاشت) می دونی که اگه کاری کنی نتها خودت بلکه دوستات هم می میرن درسته
_آ.آ.آره
+ خوبه پس....( یه خط خیلی بزرگ رو صورت توگا انداخت)
دکو: ک.ک.ک.ک.ک.ک
توگا:(خر کیف) آآآآآآ الان خیلی ناز تر شدی ایزوکو کون!
می دونی واقعا خونت خیلی قرمز تر از چیه فکرش رو می کردم!! (حالا وارد بخشای جذاب می شیم😈)
راوی: توگا رفت سمت دکو و یقه ی لباسش رو گرفت و....
- ۱.۹k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط