آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهد

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهد
آن که پای چشم تو ، ایمان خود را می دهد

لحظه ی آخر، سرم را توی آغوشت بگیر
موج در ساحل تمام جان خود را می دهد

روی لبهایم لبی بگذار، تا سیرم کنی
آدم از بیچارگی وجدان خود را می دهد

بعد یک بوسه فقط دارم اَنَااَلحَق می زنم
مرد با جانش بهای نان خود را می دهد

چشمهایت بس که با سبک عراقی در هم است
خواجه با آشفتگی دیوان خود را می دهد

شـاه قاجـارم که وقتی رقص باله می کنی
روی کاغـذ یک شبه ایران ِ خود را می دهد
دیدگاه ها (۴)

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهدآن که پای چشم تو ، ایمان...

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهدآن که پای چشم تو ، ایمان...

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهدآن که پای چشم تو ، ایمان...

رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست!می نشینم توی تاریکی، باز با ...

منافقانی با نقاب وفاق... افساد طلبانی پیمانه پر نفاق

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

*و اگر برای ظهور او دعا کنید، نشانۀ آن است که هنوز ایمانتان ...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط