بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام..

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام..

نامَش تنهایــی است...!

دَرد عَجیبـــی دارد مدام از درد بــه خودَم مــی پیچَــم...!!

بــه سُـراغ هَـر طبیــبـی مــیروَم سَخت مــی گریــزَد...!!

از دست زَدن بــه آن از دَرمانَش ...!

گویــی تَرس دارَد از سرایَت این ناشنـاختـــه...!

سُــرفـه کــه میکنَــم...!

تمام درد ها و غصـه هایَــم مـی پاشَــد روی دستمال...!

این لَختــه لَختـه ها خون نیست...!

ذَره ذَره وجودم است ..!
دیدگاه ها (۲)

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت ۴۷

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام.. نامَش تنهایــی است...! دَر...

بیمــاری سَختــی گرفتــــه ام.. نامَش تنهایــی است...! دَر...

بیماری سختی گرفته ام..نامش تنهاییست..!!درد عجیبی دارد، مدام ...

ذره ذره ی، وجودم، برایت تنگ شده ماه من،،، و هیچ چیز برایم دل...

کاش بین این همه اتفاق بد یک " تو " بیفتد وسط زندگیم !تو جبرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط