چنان دل کندم از دنیا

چنان دل کندم از دنیا
که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش
که مرگ من تماشاییست
مرا در اوج میخواهی
تماشا کن . تماشا کن
دروغین بودم از دیروز
مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمیگرید بحاله ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این
تنها
رفیقان یک به یک رفتند
مرا در خود رها کردند
همه همدرد من بودند گمان کردم که همدردند
دیدگاه ها (۱)

پروردگارا ؛خود را تقدیم تو میدارمبا من کن و از من ساز آنچه خ...

.تابحال ، از عسل ِ چشم کسی مَست شدی ؟!!..تا بحال ، عاشق ِ دی...

اینم دعا اول صبح من واسه شماﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ...

رفت و بعد از رفتنش آن شب چه بارانی گرفتبوته ی یاس کنار نرده ...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیستببین مرگ مرا در خوی...

چنان دل کندم از دنیا ،که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خو...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایستببین مرگ مرا در خویش...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایستببین مرگ مرا در خویش...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ..!ببین مرگ مرا در...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ..!ببین مرگ مرا در...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در ...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط