از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست

از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست
بر خاکی نشسته ام که ازآنِ من نیست
با نامی زیسته ام که ازآنِ من نیست
از دردی گریسته ام که ازآنِ من نیست...
-احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

تیر خلاص شداز ماشه تابستان!خداکندخوشبختی را نشانه گرفته باشد...

زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. ای...

برای آینده‌ای که هرگز نخواهد آمد،گذشته ای که هیچوقت برنمیگرد...

از وقتی براورده نشدیدیگه ارزو نکردم...

باشد که رهـا باشیم از رنجی که، به قولِ شاملو؛از آنِ مـا نیست...

شاملو

باشد که رها شویم.از رنجی که، به قولِ شاملو، از آنِ ما نیست.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط