ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند

ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند
کنج قفس ، زندانی ات کردند و رفتند

در سایه های شب ، تورا تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات ، کردند و رفتند

احساس پاکت را ، همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات ، کردند و رفتند

هرشب تورا دعوت ، به بزم تازه کردند
در بزمشان ، قربانی ات کردند و رفتند

زخمی که رستم ، از شَغاد قصه اش خورد
مبنای این ویرانی ات ، کردند و رفتند.
دیدگاه ها (۴)

تو بگو دل ! که به آهنگ دلت ساز کنم تو بگو عشق ! که من عاشقی ...

بی هیچ علت خاصیبذار بهت خوش بگذرهزندگی یعنی این . .

تـنـهــــــایــے⇝مـجـبــــــورمـ ڪـــرد⇝ڪہ بـهـتـریـن دوسـت ...

مینویسم در کتابم ، نامـــه ای از سرنوشتروزهای پیش ازاین را ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط