انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم و گف

انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت جمله هایت زیباست...
گفتم اجازه آقا؟...پس چرا میزنید؟
نگاهم کرد ، پوزخندِ تلخی زد و گفت:
میزنم تا همیشه یادت بماند ، خوب نوشتن و زیبا فکر کردن و
زیبا زیستن،و
زیبا نگریستن،در این دنیا
تاوان دارد !!!!!
دیدگاه ها (۱۹)

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

رمان: گناه آبیp-2صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم.لباس...

پارت ۱۷ روز بعد...از وقتی سوآ وارد مدرسه شده بود، آریانا دیگ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹³﴿ویو تهیونگ﴾چند ثانیه به صفحه‌ی خاموش ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط