تک پارتیوقتی میخواستی ازش جدا شی ولی

تک پارتی:وقتی میخواستی ازش جدا شی ولی...

"نمیفهمم...اصلا دلیل این رفتارهاتو نمیفهمم!"
عصبی خندید:"نه نه..من واقا نمیفهمم!"
_"ازت انتظار نداشتم بفهمی.."
از اعصبانیت رگای دستش زده بود بیرون..هر لحظه سرعتش بیشتر میشد
:"چرا واقعیتو بهم نمیگی ها؟"
_"شروع نکن!"
جین تحملش تموم شد..ماشینو بغل اتوبان زد بغل و وایساد..کمربندش رو باز کرد و پیاده شد..باورش نمیشد عشق زندگیش میخواست ازش جدا بشه؟!
کسی که عاشقانه دوستش داشت؟! مسخرست!
مینجی سرش پایین بود و بغض بدی گلوشو گرفته بود احساس میکرد که هیچکس نمیتونه درکش کنه!
جین کنار اتوبان وایساده بود..در آبی بطری کوچیک توی دستش رو باز کرد..چند قلوپ ازش خورد..سردرد بدی داشت..در بطری رو بست..سوار ماشین شد و کت مشکیشو در اورد و انداخت صندلی عقب..سرشو روی فرمون گذاشت
مینجی راحت فهمید که اون حالش خوب نیست..حال مینجی از اون بدتر بود!
با لبای لرزون گفت:"جین..خوبی؟"
جین لرزش توی صداش رو خوب فهمید...خیلی خوب!
سرشو از فرمون برداشت و به جلوش نگاه کرد..بدون اینکه بهش نگاه کنه گفت:"چرا.."
_"چی؟"
ایندفعه نگاهش کرد:"هیچی نمیخوام ازت بشنوم..فقط یه کلمه بگو من چیکار کردم؟!"
لحنش عصبی بود...مینجی گفت:"الان عصبی هستی..بعدا باهم حرف میزنم.."
حرفش با داد جین قطع شد:"فقط یه کلمه بگو!"
صدای بلندش باعث شد تنش بلرزه...و جین با قدای آروم تر گفت:"من..چیکار کردم؟؟"
مینجی بغضشو قورت داد..جین با صدای بلند گفت:"جوابمو بده بیشتر از این اعصابمو خورد نکن!"
_"هیچی*اروم*"
"چی؟"
_"هیچی..هیچ کاری نکردی!"
"اها..پس چیه؟چته؟؟"
سرش پایین بود:"هیچیم نیست.. فقط ولم کن.."
جین با اعصبانیت گفت:"ولت کنم؟؟ فکر نمیکنی به اندازه کافی ولت کردم؟ چی برات کم گذاشتم؟ چیکار بوده برات نکردم؟ جوابمو بده!"
مینجی به اشکاش اجازه ریختن داد..جین با دیدن اشکاش گفت:"نه نه نه!"
چونشو گرفت و مجبورش کرد نگاهش کنه:"الکی گریه نکن..جوابمو بده!"
_"جین ولم کن.."
"هیسسسسسس هیچی نگو فقط جوابمو بده!"
_"م..من..من.."
داد زد:"گفتم جوابمو بده!..چرا بهم نمیگی از اول دنبال بهانه بودی؟ها؟ تو نمیخواستی..مشکل از من نیست.."
_"جین چی میگی بس کن..خواهش میکنم!"
ولی جین ادامه داد:"نه تو بس کن‌‌‌‌....من برات همه چی فراهم کردم...فکر میکنم اونقدر که باید بهت عشق دادم!"
"هنوز یه سال نشده ازدواج کردیم..پنج روز دیگه میشه یه سال که ازدواج کردیم..میخوای اولین سالگردمون بشه آخریش؟همینو میخوای؟! میخوای سالگرد ازدواجمون بشه سالگرد طلاقمون؟؟"
همه ی حرفاش با بغض بود..مینجی گفت:"نه..‌من اینو نمیخوام..ولی‌‌.."
_"پس چرا رفتی درخواست طلاق دادی؟؟لعنتی جواب بده*دستشو کوبید رو فرمون ماشین*چرا رفتارت باهام عوض شده؟چرا دو ماهه ازم دوری میکنی؟؟ چرا؟؟ دلت پیش من نیست؟؟"
_"نه‌‌...نه...اینجوری نیست.."
داد زد:"پس چجوریه؟؟"
_"چون دیگه نمیتونم میفهمی نمیتونم!"
با دادی که زد جین شکه شد..مینجی ادامه داد:"نمیتونم هر لحظه طعنه های مامانتو بشنوم و چیزی نگم..نمیتونم این همه هیتی که هر روز از طرف مردم میگیرم رو تحمل کنم میفهمی؟؟"
"نمیتونم برم تو گوشیم چون تا گوشیمو باز میکنم یه عالمه دایرکت از مردم دارم..همشون میخوان من بمیرم‌..من ازت جدا شم چون میگن من لیاقت تورو ندارم...همه ی اینا یه طرف..طعنه زدنا تیکه انداختن ها و اذیت های خانوادت تموم نمیشه‌‌..مامانت هر وقت اونجا میریم تا جایی که ممکنه بهم تیکه میندازه مسخرم میکنه.‌..و خودتم اینو خوب میفهمی!
جین من تحمل میکردم..من اهمیت نمیدادم چون فکر میکردم یه روز تموم میشه ولی هر روز بدتر از دیروز بود..همه میخوان ما جدا بشیم.‌‌..همه!"
اشکاش روی گونش میریختن..ولی سعی میکرد صداش نلرزه..
"الان..واسه همین میخوای جدا بشیم؟"
مینجی بلافاصله گفت:"جین من دوست دارم خب؟...خیلی زیاد..اونقدر که..اونقدر که حتی فکرشم‌ نمیکنی!
تو هم منو دوست داری اینو میفهمم..تو هیچی برام کم نزاشتی تو بهم عشق ورزیدی تو منو دوست داری ولی..از وقتی ازدواج کردیم هر روز هیت میخوری..همه میخوان ما جدا بشیم..پس فکر میکنم بهترین کار همینه‌‌..این به نفع هردومونه!"
جین پوزخند زد:"هردمون؟؟هه!‌‌"
اشکای مینجی صورت و چشماشو خیس کرده بود...
"هی..منو نگاه کن!"
مینجی سرش پایین بود..از توی کیف دستی کرمش یه برگه دستمال کاغذی در آورد و باهاش زیر چشماشو پاک کرد..مینجی سرشو برگردوند و جینو نگاه کرد..جین با بغض زل زده بود بهش..دستاشو دور صورت خیس مینجی قاب کرد:"چرا بهم نگفتی انقدر اذیت میشی؟ چرا نگفتی؟"
دیگه اون اعصبانیت تو لحنش نبود..
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۱۴)

تک پارتی:وقتی میخواستی ازش جدا شی ولی...ادامه:دیگه انگار عصب...

چندپارتی:وقتی به پسرتون حسودی میکنه و...pt⁴(end)شروع به صحبت...

چندپارتی:وقتی به پسرتون حسودی میکنه و...pt³بالاخره وقت حرف ز...

ارباب مرگ پارت ۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط