dangers love pt
dangers love (pt 20)
_قربان چیزی شده؟
+نه هیچی نشده تو سرت توی کار خوده باشه
_آه،جونگکوک بی عقل هم میگه عاشقتم هم بهم زور میگه«داره با خودش حرف میزنه»
+پیاده شو رسیدیم
_و-ولی قربان اینجا که خونه ی شماست
+آره میدونم
_پـ-پس چرا منو اوردید اینجا؟
+اوم،اوردمت شب اینجا بمونی خب
_چـ-چی؟ فکر نمیکردم واقعا بخواید منو
+چقدر احمقی خب باید چندبار بگم؟
_اه،ببخشید
+حالا دهنتو ببند و بیا پایین
_مـ-من مجبور نیستم باتو بیام توی اون خونه
تهیونگ مقاومت میکرد و جونگکوک از این کار تهیونگ عصبی شد
+با پاهای خودت میای یا بزور ببرمت؟
_من جایی نمیام
جونگکوک دست تهیونگ رو گرفت و از ماشین بیرون آورد. بعدش دستاش رو گذاشت بین پاهای تهیونگ و اونو گذاشت روی کولش
تهیونگ پاهای پنبهای خودشو تکون میداد
_ولم کن
+فکر کردی کی قراره امشب درد بکشه؟
تهیونگ تا رسیدن به سوییت جونگکوک،پاهاش رو تکون میداد و اونو میزد به سینه های جونگکوک !!
جونگکوک وارد اتاق خودش شد و تهیونگ رو انداخت روی تخت.
+اگه قدم برداری پاهاتو میشکونم،حالا هم هرکاری میگمو میکنی
_چــ-چشم
+برهنه شو
_اوه من نمیتونم
+اَه تو وقتی مستی بهتری
_چی؟
+بریم مشروب بخوریم
_ولی من نمیخوام
+ازت پرسیدم؟
جونگکوک تهیونگ رو برد توی آشپز خونه. تعدادی بطری مشروب و ویسکی گذاشت روی میز غذاخوری !!
+بخور
تهیونگ خیلی بچه ننه تور میخورد
+هوف،مجبور خودم به خوردت بدم !!
_چـ-چی؟
جونگکوک تهیونگ رو گذاشت روی مبل و دهن تهیونگ رو باز کرد.
+اگه دهنتو ببندی دهنتو خورد میکنم
_...
جونگکوک یکی یکی و پرسرعت بطری ها رو توی دهن تهیونگ خالی میکرد درحالی که تهیونگ از فشاری که از مشروب بهش وارد میشد دستشوییاش گرفته بود جونگکوک و هول داد اونور تا بره دستشویی !
+چیکار میکنی؟
_میرم دستشویی
جونگکوک شلوار و باکسر تهیونگ رو دراورد.
+حالا هر غلطی دوست داری بکن !!
و بازم به خالی کردن بطری ها توی دهن تهیونگ ادامه داد،بطری ها تموم شده بود و تهیونگ هم حسابی مست !!
+اوه من بین پاهات بودم فکرشم نمیکردم اینقدر شـــ☆ــاشت بیاد
_من که گفتم
جونگکوک با نگاه هایی غلیظ و پرمعنا به تهیونگ نگاه کرد.
+برو توی اتاق
_تو منو ببر
+چی؟
_منو بزار روی کولت بعدش منو ببر توی اتاق !!
+هه،باش
جونگکوک دوباره تهیونگ رو گذاشت روی کولش. با دیدن کون برجسته ی تهیونگ خشکش زد.
+اوه فاک چه کونی !!
جونگکوک اسپنکی حواله ی تهیونگ کرد !!
_آهههههه،نمیخوای منو ببری توی اتاق؟ اونجا بهتره
+هوم
جونگکوک تهیونگ رو برد توی اتاق و گذاشتش روی تخت.
+برهنه شو
_از ساعه
+عالی
تهیونگ که نه شلواری داشت و نه باکسری فقط میخواست لباس های تنش رو دربیاره،که همونا هم با سرعت دراورد
_نمیای بین پاهام؟
+اوه چشم
جونگکوک میخواست بره سمت پاهای تهیونگ که تهیونگ پاهاشو بست.
+چیشد؟
_چرا من لخت بشم ولی تو نه؟
+چی؟تو واقعا وقتی مست میشی خیلی هورنی میشی پسر !!
_زود باش
+حح،باش
جونگکوک برای راضی کردن تهیونگ خودشو برهنه کرد.
+حالا باز میکنی؟
_بیا برام !!
جونگکوک بین پاهای تهیونگ رفت و لبای تهیونگ رو بوسید. زبون بشدت داغشو طوری توی دهن تهیونگ فرو برد که تهیونگ از شدت داغ بودنش ناله ای مردونهای کشید !
_همممممممم
جونگکوک گردن تهیونگ رو بالا برد،و شروع به مک زدن و لیس زدن ترقوع و نیپلای تهیونگ کرد.
+اوممم،نیپلای خوشمزهای داری !!
_آهههههه-آرهههععع-میدونمممم
+هه
جونگکوک به سمت دیک تهیونگ رفت. تهیونگ دستاش رو بین موهای جونگکوک برد !
_هی کوک،بزار من برات انجامش بدم
+غمت نباشه نوبت توهم میشه
جونگکوک به پایین رفت تا برای تهیونگ ســـ☆ـــاک بزنه
_آههه-فااک-خیلی دهتتت داغه-اوهه فاااک !!
جونگکوک گردن تهیونگ رو گرفت و از تخت انداخت پایین و انداخت روی زمین و خودش هم جلوی تهیونک ایستاد !
+ساک بزن
_اوکی
تهیونگ دست به دیک جونگکوک شد و اونو فرو برد توی دهنش. به قدری لیس میزد که صورت جونگکوک سرخ شده بود.
+الان توی دهنت کام میشم !!
_خب-همم-بزار بیاد !
+باش
جونگکوک توی دهن تهیونگ کام شد. تهیونگ سرشو اورد عقب.
«ادامه توی کامنتا»
_قربان چیزی شده؟
+نه هیچی نشده تو سرت توی کار خوده باشه
_آه،جونگکوک بی عقل هم میگه عاشقتم هم بهم زور میگه«داره با خودش حرف میزنه»
+پیاده شو رسیدیم
_و-ولی قربان اینجا که خونه ی شماست
+آره میدونم
_پـ-پس چرا منو اوردید اینجا؟
+اوم،اوردمت شب اینجا بمونی خب
_چـ-چی؟ فکر نمیکردم واقعا بخواید منو
+چقدر احمقی خب باید چندبار بگم؟
_اه،ببخشید
+حالا دهنتو ببند و بیا پایین
_مـ-من مجبور نیستم باتو بیام توی اون خونه
تهیونگ مقاومت میکرد و جونگکوک از این کار تهیونگ عصبی شد
+با پاهای خودت میای یا بزور ببرمت؟
_من جایی نمیام
جونگکوک دست تهیونگ رو گرفت و از ماشین بیرون آورد. بعدش دستاش رو گذاشت بین پاهای تهیونگ و اونو گذاشت روی کولش
تهیونگ پاهای پنبهای خودشو تکون میداد
_ولم کن
+فکر کردی کی قراره امشب درد بکشه؟
تهیونگ تا رسیدن به سوییت جونگکوک،پاهاش رو تکون میداد و اونو میزد به سینه های جونگکوک !!
جونگکوک وارد اتاق خودش شد و تهیونگ رو انداخت روی تخت.
+اگه قدم برداری پاهاتو میشکونم،حالا هم هرکاری میگمو میکنی
_چــ-چشم
+برهنه شو
_اوه من نمیتونم
+اَه تو وقتی مستی بهتری
_چی؟
+بریم مشروب بخوریم
_ولی من نمیخوام
+ازت پرسیدم؟
جونگکوک تهیونگ رو برد توی آشپز خونه. تعدادی بطری مشروب و ویسکی گذاشت روی میز غذاخوری !!
+بخور
تهیونگ خیلی بچه ننه تور میخورد
+هوف،مجبور خودم به خوردت بدم !!
_چـ-چی؟
جونگکوک تهیونگ رو گذاشت روی مبل و دهن تهیونگ رو باز کرد.
+اگه دهنتو ببندی دهنتو خورد میکنم
_...
جونگکوک یکی یکی و پرسرعت بطری ها رو توی دهن تهیونگ خالی میکرد درحالی که تهیونگ از فشاری که از مشروب بهش وارد میشد دستشوییاش گرفته بود جونگکوک و هول داد اونور تا بره دستشویی !
+چیکار میکنی؟
_میرم دستشویی
جونگکوک شلوار و باکسر تهیونگ رو دراورد.
+حالا هر غلطی دوست داری بکن !!
و بازم به خالی کردن بطری ها توی دهن تهیونگ ادامه داد،بطری ها تموم شده بود و تهیونگ هم حسابی مست !!
+اوه من بین پاهات بودم فکرشم نمیکردم اینقدر شـــ☆ــاشت بیاد
_من که گفتم
جونگکوک با نگاه هایی غلیظ و پرمعنا به تهیونگ نگاه کرد.
+برو توی اتاق
_تو منو ببر
+چی؟
_منو بزار روی کولت بعدش منو ببر توی اتاق !!
+هه،باش
جونگکوک دوباره تهیونگ رو گذاشت روی کولش. با دیدن کون برجسته ی تهیونگ خشکش زد.
+اوه فاک چه کونی !!
جونگکوک اسپنکی حواله ی تهیونگ کرد !!
_آهههههه،نمیخوای منو ببری توی اتاق؟ اونجا بهتره
+هوم
جونگکوک تهیونگ رو برد توی اتاق و گذاشتش روی تخت.
+برهنه شو
_از ساعه
+عالی
تهیونگ که نه شلواری داشت و نه باکسری فقط میخواست لباس های تنش رو دربیاره،که همونا هم با سرعت دراورد
_نمیای بین پاهام؟
+اوه چشم
جونگکوک میخواست بره سمت پاهای تهیونگ که تهیونگ پاهاشو بست.
+چیشد؟
_چرا من لخت بشم ولی تو نه؟
+چی؟تو واقعا وقتی مست میشی خیلی هورنی میشی پسر !!
_زود باش
+حح،باش
جونگکوک برای راضی کردن تهیونگ خودشو برهنه کرد.
+حالا باز میکنی؟
_بیا برام !!
جونگکوک بین پاهای تهیونگ رفت و لبای تهیونگ رو بوسید. زبون بشدت داغشو طوری توی دهن تهیونگ فرو برد که تهیونگ از شدت داغ بودنش ناله ای مردونهای کشید !
_همممممممم
جونگکوک گردن تهیونگ رو بالا برد،و شروع به مک زدن و لیس زدن ترقوع و نیپلای تهیونگ کرد.
+اوممم،نیپلای خوشمزهای داری !!
_آهههههه-آرهههععع-میدونمممم
+هه
جونگکوک به سمت دیک تهیونگ رفت. تهیونگ دستاش رو بین موهای جونگکوک برد !
_هی کوک،بزار من برات انجامش بدم
+غمت نباشه نوبت توهم میشه
جونگکوک به پایین رفت تا برای تهیونگ ســـ☆ـــاک بزنه
_آههه-فااک-خیلی دهتتت داغه-اوهه فاااک !!
جونگکوک گردن تهیونگ رو گرفت و از تخت انداخت پایین و انداخت روی زمین و خودش هم جلوی تهیونک ایستاد !
+ساک بزن
_اوکی
تهیونگ دست به دیک جونگکوک شد و اونو فرو برد توی دهنش. به قدری لیس میزد که صورت جونگکوک سرخ شده بود.
+الان توی دهنت کام میشم !!
_خب-همم-بزار بیاد !
+باش
جونگکوک توی دهن تهیونگ کام شد. تهیونگ سرشو اورد عقب.
«ادامه توی کامنتا»
- ۴.۳k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط