رمان‌عشق‌و عاشقی‌در‌فرودگاه

رمان‌عشق‌و عاشقی‌در‌فرودگاه
Part:2۵
ارسلان،تو خوبی بلند سو باید بریم دانشگاه برو بقیه رو بلند کن
دیانا،
بلند شدم بقیه رو بیدار کردم و رفتم داخل اتاق و اماده شدم
دیانا،اوو خوشتیپ کردی اقا ارسلان
ارسلان،تو به چشت نمیاد وگرنه من همیشه خوشتیپ میکنم
ارسلان یه عطری زده بود که داشتم دیونه میشدم که ناخوداگاه روی تخت نشستم
ارسلان،چته باز چیه سرت گیج رفت گیج خانم
دیانا،نه این چه عطریه زدی
ارسلان،ببخشیدددد باید عطر زدنممم از شما اجازه بگیرم
دیانا،خیلی بوش خوبه کثافت
ارسلان،هه هه هه مردونس
دیانا،کی خواست بزنه
ارسلان،اره منم خرم گوشامم مخملیه نمیدونم تو دیروز عطر منو زدی
دیانا،تستی بود
ارسلان،اره اره
دیانا،برو بیرون میخام لباس عوض کنم
ارسلان،نخیر چشامو میبندم
دیانا،اقا برو بیرون دیگهههه
ارسلان،نه نه نه
دیانا،پاهامو به زمین کوبیدمو گفتم،ارسلاننننن
ارسلان،رومو کردم اون طرفو گفتم عوض کن
دیانا،وای بحالت بخوای هول بازی در بیاری
لباساشو عوض کرد منم رومو کردم اونور
و راهی دانشگاه شدیم
..................
دیدگاه ها (۵)

سلام بچه هامن نیسم بخاطر اینکه ماه امتحانات دیگه زیاد وقت گذ...

رمان‌عشق‌و‌عاشقی‌در‌فرودگاهPart:26تو راه هیچ حرفی بینمون رد ...

رمان‌عشق‌و عاشقی‌در‌فرودگاهPart:24دیانا،رفتم بالا تو اتاقم ت...

رمان‌عشق‌و عاشقی‌در‌فرودگاهPart:23یه دفعه یاد موضوع عاشقی مح...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

KIM V

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "23""ویو جئون آنجلینا"چند ...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

marry without love part3

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

#تک‌پارتی_چان🐺توضیح🐺چان یه پسر از دانشگاه بود که کنار تو روی...

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط