یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم. در میان لاله و گل آشیان

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم. در میان لاله و گل آشیانی داشتم. گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار. پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

time P5پروانه ای کوچک و سفید که در تضاد کامل با سیاهی های آن...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط