شهید محمد جهان آرا

شهید محمد جهان آرا

مهریه ما یک جلد کلام الله مجید بود و یک سکه طلا .
سکه را که بعد عقد بخشیدم .
اما آن یک جلد قرآن رامحمد بعد از ازدواج خرید
و در صفحه اولش اینطور نوشت :امید به این است که این کتاب اساس حرکت مشترک ما باشدو نه چیز دیگر ؛ که همه چیز فنا پذیر است جز این کتاب .
حالا هر چند وقت یکبار وقتی خستگی بر من غلبه می کند ،این نوشته ها را می خوانم و آرام می گیرم.

بانوی ماه 5
#ازدواج شهدا
#زندگی شهدایی
#شهدا شرمنده ایم..❤
دیدگاه ها (۲)

نیمه شبی برای شناسایی وارد خاک عراق شدیم . محمدمهدی با دوربی...

شهید عبد الحسین برونسی یک ساعتی مانده بود به اذان صبح، جلسه...

شهید سید عبدالحمید قاضی میر سعید یه شب بارونی بود. فرداش حم...

شهید ناصر کاظمی یک آینه کوچک خریدیم ، یک حلقه هزار تومانی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط