بزدلیم!و عشق را از ترس کتمان میکنیم سالها احساس را در سین
بزدلیم!و عشق را از ترس کتمان میکنیم سالها احساس را در سینه پنهان میکنیم
آرزوی بوسه ای داریم با طعم شراب لعن و نفرین از ریا بر می پرستان میکنیم
چوب تهمت بر سر یاران عاشق میزنیم کفر میورزیم اما ختم قرآن میکنیم
میهراسیم از شب و آغوش یار و نور ماه گرچه مشتاقیم باز احساس بحران میکنیم
اینهمه لیلا که لبخند تمنا میزنند باز هم مجنون صفت وصف بیابان میکنیم
حق یوسف بود!آری بر زلیخا آفرین!پارسا وارانه!وقتی رو به زندان میکنیم
فقر و عریانی مردم را ، نمیگوییم زشت!شکوه از تصویر زیبا روی عریان میکنیم
عشق میبارد!تمام دفترم را سیل برد زیر باران خدا ، انکارِ باران میکنیم
آرزوی بوسه ای داریم با طعم شراب لعن و نفرین از ریا بر می پرستان میکنیم
چوب تهمت بر سر یاران عاشق میزنیم کفر میورزیم اما ختم قرآن میکنیم
میهراسیم از شب و آغوش یار و نور ماه گرچه مشتاقیم باز احساس بحران میکنیم
اینهمه لیلا که لبخند تمنا میزنند باز هم مجنون صفت وصف بیابان میکنیم
حق یوسف بود!آری بر زلیخا آفرین!پارسا وارانه!وقتی رو به زندان میکنیم
فقر و عریانی مردم را ، نمیگوییم زشت!شکوه از تصویر زیبا روی عریان میکنیم
عشق میبارد!تمام دفترم را سیل برد زیر باران خدا ، انکارِ باران میکنیم
- ۶۱۲
- ۲۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط