واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم
دین و دنیای منی قصد سجودت میکنم

هستی و جانم تویی ، ای مظهر آرامشم
گاه گاهی بی جهت فکر نبودت میکنم

حرفی از رفتن مزن،جانم فدایت ای صنم
زندگی بی برم را نذر چشمت میکنم

عمر من،ای تو دلیل زندگی و هست من
بیت بیت شعر را مشحون بودت میکنم

شاعرم،اهل دلم،از عشق تو بنوشته ام
این غزل را سنگ فرش زیر پایت میکنم
دیدگاه ها (۸)

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم...به من آهسته می گوی...

خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیرما...

وقت رفتن شـــــده و بی چمدانم گل ِمنطاقتم نیست در این شهــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط