یخ زدنم بهانه بود.....

یخ زدنم بهانه بود.....
دلم
آغوش ودستان گرمت را
میخواست
وگرنه پاییز واین همه سرما
دیدگاه ها (۲)

مهم نیست که قفلهادست کیستمهم اینست که کلید ها دست خداستازته ...

.

شهریاری پراز اندوه ثریا هستمشاید آخرسر پیری به نگارم برسم

.

گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...راستش زور منِ خسته به طوف...

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط