عمه افطار به خرما میکرد

عمه افطار به خرما میکرد

رطب حاصل بین الحرمین

جرعه ای آب...به گریه میگفت
به فدای لب عطشان حسین...!.

سفره ای ساده...غم و بد حالی

گریه ی عمه و بد احوالی

سر افطار همیشه میگفت ؛

جای داداش حسینم خالی.
دیدگاه ها (۳)

#طرح_تغییر_عکس_پروفایل.از ولادت پسر تا ولادت پدرمن به تنهایی...

به سفارش دوستم مهاجر

#تصویر_زمینه#بک_گراند#تم_گوشی

به سفارش تبسم #تصویر_زمینه#بک_گراند#تم_گوشی

I can be myself with himPart²¹به سمت دستشویی رفتم و صورتمو ا...

part:3

وقتی باهات سرد بود ولی..[p3]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط