باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌ام

باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌ام
شمس من کی می‌رسد؟ من راه را گم کرده‌ام

طره از پیشانی‌ات بردار ای بالا بلند
در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده‌ام

در میان مردمان دنبال آدم گشته‌ام
در میان کوه سوزن، کاه را گم کرده‌ام

زندگی بی‌عشق شطرنجی‌ست در خورد شکست
در صف مُشتی پیاده، شاه را گم کرده‌ام

خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم
حال می‌بینم که حتی چاه راگم کرده‌ام

زندگی آن‌قدر هم درهم نبود و من فقط
سرنخ این رشته‌ی کوتاه را گم کرده ام
دیدگاه ها (۱)

جزء الذی لایتجزی

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه ...

باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌امشمس من کی می‌رسد؟ من راه ...

* باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌ام شمس من کی می‌رسد؟ من ر...

باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌امشمس من کی می‌رسد؟ من راه ...

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه ...

باز هم تسبیح بسم اله را گم کرده امشمس من کی می رسد؟ من راه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط