یک بار بی خبر به شبستان من درآ

یک بار بی خبر به شبستان من درآ
چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ

از دوریت چو شام غریبان گرفته‌ایم
از در گشاده‌روی چو صبح وطن درآ

مانند شمع، جامهٔ فانوس شرم را
بیرون در گذار و به این انجمن درآ

دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است
بند قبا گشوده به آغوش من درآ

آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست
ای سنگدل به صائب شیرین‌سخن درآ 👈 صائب تبریزی
🍒 🍏 🍎 🍒 🍏 🍎 🍒 🍏 🍎 🍒 🍏 🍎 🍒 🍏 🍎 🍒 🍏
دیدگاه ها (۱)

یک بار بی خبر به شبستان من درآچون بوی گل، نهفته به این انجمن...

یک بار بی خبر به شبستان من درآچون بوی گل، نهفته به این انجمن...

#یک بار بی خبر به شبستان من درآچون بوی گل،نهفته به این انجمن...

یک بار بی خبر به شبستان من درآچون بوی گل، نهفته به این انجمن...

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

❗️ سرلشکر محسن رضایی خطاب به آمریکا: برای تکرار شکست‌های باس...

😶‍🌫️

ایگ نکن پلیز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط