ملودی من درک میکنم که شما هم شکه شده بودید اما میتونستید ...
{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵¹
.
.
ملودی : من درک میکنم که شما هم شکه شده بودید ، اما میتونستید صحبت کنید ، حتی اخراجم کنید ، اما احانت و دست بزن؟ من میتونستم شکایت کنم ، از مینجی و شما ، اما نکردم ، چون حوصله نداشتم ذهنم رو درگیر کنم . مثل آشغال اتفاق های افتاده رو پشت در های افکارم گذاشتم و در رو روش بستم
اخرین حرفم رو هم به زبون اوردم
ملودی : الان هم که اینجام برای بحث یا دعوا نیومدم ، فقط میخواستم تموم این اتفاقات از ذهن هر دوی ما پاک بشه . و این مورد فقط با گفتن دو کلمه از سمت شما محقق میشه
درحالی که تمام این حرف هارو میگفتم به چشماش زل زده بودم ، محکم ، خودم هم مونده بودم این جسارت از کجا میاد
با صورت خنثی اما گرمی بهم نگاه میکرد ، انگار دنبال چیزی توی چشمام میگشت
جونگکوک : درسته ، حرف هات همش درسته . و من عذر میخوام ، بابت اون روز
لبخندی از روی رضایت زدم و با روی باز جوابش رو دادم
ملودی : آقای جئون میتونم راجع به دستتون بپرسم؟
شاخ درآورده بود ، که چطور از اون حالت جدی و سخت تبدیل شدم به کسی که با لبخند جوابشو میده ، درحالی که سعی در کنترل تعجبش داشت جواب داد
جونگکوک : دستم؟
نگاهی به دستش انداخت و بعد لبخندی زد
جونگکوک : تتو هام؟
با چشمای شگفت زده بهش خیره شدم
ملودی : بله ، توی این چند هفته که نبودم تتو زدید؟ مدیر چیزی نمیگه؟
تک خنده مردونه ای کرد
جونگکوک : من چند ساله اینا رو دارم
درحالی که سعی میکردم دهنم باز نشه نگاهش کردم ، خواستم چیز دیگهای بپرسم که با اومدن گارسون سکوت کردم . بعد از سِرو سِکشیه غذا و گشنه شدن من گارسون ها رفتن
جونگکوک : شروع کنیم؟
با لبخند گشادی سر تکون دادم و بعد از اینکه من دست به کارد و چنگال زدم اقای جئون هم شروع کرد به خودن غذا . تقریبا تا آخر غذا هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد . با دستمال دهنم رو پاک کردم و و بعد رو به آقای جئون گفتم
ملودی : من چند لحظه میرم و بعد برمیگردم
سری تکون داد . کیفم رو برداشتم و به سمت سرویس رفتم ، وقتی از دیدش محو شدم پشت دیوار قایم شدم و منتظر موندم تا چشماش جای دیگهای رو نگاه کنه ، گارسون به سمتش رفت ، از فرصت استفاده کردم ، همینکه حواسش پرت شد به سمت پیشخوان رفتم پسر پشت پیشخوان حرکاتش شبیه تنبل ها توی فیلم زوتوپیا بود . د لامصب بیا الان میبینه منو .
بعد از کلی هلک هلک کردن اومد سمت میز
ملودی : میتونم حساب خودم رو داشته باشم؟
سری تکون داد
: میز به اسم کی رزرو شده بود؟
جونگکوک : جئون جونگکوک
مثل برق گرفته ها به پشت برگشتم . جن!
بعد از نگاه گذارایی به من که صدتا فحش توش بود به سمت پیشخوان برگشت
جونگکوک : چند دقیقه قبل تسویه شد
پسری که پشت پیشخوان بود بعد از سرچ چیزی توی مانیتور جلوش با لبخندی حرف اقای جئون رو تایید کرد
جونگکوک : خانم چوی اگر کار دیگهای ندارید اجازه بدید برسونمتون
لبخند نسبتا ضایعی زدم ، زیر لب زمزمه کردم
ملودی : کِی حساب کردی مرد؟
فکر میکنم شنید.. سرم رو بالا بردم و تو چشماش نگاه کردم
ملودی : اگر اجازه بدید برای چند لحظه از حضورتون..
توی حرفم پرید
جونگکوک : اجازه نمیدم ، میخوای باز هم در بری؟
در کیفم رو باز کردم و بعد از بیرون اوردن لیپ گلاس و خط لبی کیفم رو به سمتش گرفتم
ملودی : این رو نگه دارید ، توش گوشی و کارت بانکیمه ، در نمیرم!
با تبسمی که شبیه پوزخند بود کیف رو دست گرفت و من به سمت سرویس رفتم . بعد از شستن دستام خط لب و لیپ گلاسمو تمدید کردم ، ترکیب بینظیر من . از سرویس بیرون اومدم ، کیف به دست سر جای قبلیش وایساده بود ، با لبخندی به سمتش رفتم
ملودی : خیلی ممنون
𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵¹
.
.
ملودی : من درک میکنم که شما هم شکه شده بودید ، اما میتونستید صحبت کنید ، حتی اخراجم کنید ، اما احانت و دست بزن؟ من میتونستم شکایت کنم ، از مینجی و شما ، اما نکردم ، چون حوصله نداشتم ذهنم رو درگیر کنم . مثل آشغال اتفاق های افتاده رو پشت در های افکارم گذاشتم و در رو روش بستم
اخرین حرفم رو هم به زبون اوردم
ملودی : الان هم که اینجام برای بحث یا دعوا نیومدم ، فقط میخواستم تموم این اتفاقات از ذهن هر دوی ما پاک بشه . و این مورد فقط با گفتن دو کلمه از سمت شما محقق میشه
درحالی که تمام این حرف هارو میگفتم به چشماش زل زده بودم ، محکم ، خودم هم مونده بودم این جسارت از کجا میاد
با صورت خنثی اما گرمی بهم نگاه میکرد ، انگار دنبال چیزی توی چشمام میگشت
جونگکوک : درسته ، حرف هات همش درسته . و من عذر میخوام ، بابت اون روز
لبخندی از روی رضایت زدم و با روی باز جوابش رو دادم
ملودی : آقای جئون میتونم راجع به دستتون بپرسم؟
شاخ درآورده بود ، که چطور از اون حالت جدی و سخت تبدیل شدم به کسی که با لبخند جوابشو میده ، درحالی که سعی در کنترل تعجبش داشت جواب داد
جونگکوک : دستم؟
نگاهی به دستش انداخت و بعد لبخندی زد
جونگکوک : تتو هام؟
با چشمای شگفت زده بهش خیره شدم
ملودی : بله ، توی این چند هفته که نبودم تتو زدید؟ مدیر چیزی نمیگه؟
تک خنده مردونه ای کرد
جونگکوک : من چند ساله اینا رو دارم
درحالی که سعی میکردم دهنم باز نشه نگاهش کردم ، خواستم چیز دیگهای بپرسم که با اومدن گارسون سکوت کردم . بعد از سِرو سِکشیه غذا و گشنه شدن من گارسون ها رفتن
جونگکوک : شروع کنیم؟
با لبخند گشادی سر تکون دادم و بعد از اینکه من دست به کارد و چنگال زدم اقای جئون هم شروع کرد به خودن غذا . تقریبا تا آخر غذا هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد . با دستمال دهنم رو پاک کردم و و بعد رو به آقای جئون گفتم
ملودی : من چند لحظه میرم و بعد برمیگردم
سری تکون داد . کیفم رو برداشتم و به سمت سرویس رفتم ، وقتی از دیدش محو شدم پشت دیوار قایم شدم و منتظر موندم تا چشماش جای دیگهای رو نگاه کنه ، گارسون به سمتش رفت ، از فرصت استفاده کردم ، همینکه حواسش پرت شد به سمت پیشخوان رفتم پسر پشت پیشخوان حرکاتش شبیه تنبل ها توی فیلم زوتوپیا بود . د لامصب بیا الان میبینه منو .
بعد از کلی هلک هلک کردن اومد سمت میز
ملودی : میتونم حساب خودم رو داشته باشم؟
سری تکون داد
: میز به اسم کی رزرو شده بود؟
جونگکوک : جئون جونگکوک
مثل برق گرفته ها به پشت برگشتم . جن!
بعد از نگاه گذارایی به من که صدتا فحش توش بود به سمت پیشخوان برگشت
جونگکوک : چند دقیقه قبل تسویه شد
پسری که پشت پیشخوان بود بعد از سرچ چیزی توی مانیتور جلوش با لبخندی حرف اقای جئون رو تایید کرد
جونگکوک : خانم چوی اگر کار دیگهای ندارید اجازه بدید برسونمتون
لبخند نسبتا ضایعی زدم ، زیر لب زمزمه کردم
ملودی : کِی حساب کردی مرد؟
فکر میکنم شنید.. سرم رو بالا بردم و تو چشماش نگاه کردم
ملودی : اگر اجازه بدید برای چند لحظه از حضورتون..
توی حرفم پرید
جونگکوک : اجازه نمیدم ، میخوای باز هم در بری؟
در کیفم رو باز کردم و بعد از بیرون اوردن لیپ گلاس و خط لبی کیفم رو به سمتش گرفتم
ملودی : این رو نگه دارید ، توش گوشی و کارت بانکیمه ، در نمیرم!
با تبسمی که شبیه پوزخند بود کیف رو دست گرفت و من به سمت سرویس رفتم . بعد از شستن دستام خط لب و لیپ گلاسمو تمدید کردم ، ترکیب بینظیر من . از سرویس بیرون اومدم ، کیف به دست سر جای قبلیش وایساده بود ، با لبخندی به سمتش رفتم
ملودی : خیلی ممنون
- ۶۵۰
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط