امروز دوباره

امروز دوباره

صبح با چشمان تو شروع شد

از دور نگاهت میکنم

برایت بوسه میفرستم

فکر میکنم

کاش چشمهات مال من بود

هنوز اما طناب دار

ته چشمانت پیداست

هر بار نگاهت کنم

ناگزیرم از مردن

گذشته توی سرم سوت میکشد

بسکه مرده ام

و دوباره – تولد!!

چشمهایت را به من بده

من تاب میسازم از طناب دار

جای مردن تاب میخورم کنار تو

تا ابد

...
دیدگاه ها (۱)

professor Riddle,p43

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

عشق فقط یعنی تو..یعنی لمس نگاهت,لمس صدای قلبت.لمس تک تک نفس ...

بگذر دوباره مثل شهاب از کنار منزیباترین ستاره ی دنباله دار م...

تو هر روز در من سبز میشوی در ارتکاب جرم بی گناهی ، متهم میشو...

من جایِ تمام کسانی کهدلتنگ نمی شوند برایتمن جایِ تمام کسانی ...

من جایِ تمام کسانی کهدلتنگ نمی شوند برایتمن جایِ تمام کسانی ...

من جایِ تمام کسانی کهدلتنگ نمی شوند برایتمن جایِ تمام کسانی ...

من جایِ تمام کسانی کهدلتنگ نمی شوند برایتمن جایِ تمام کسانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط