کاش تهران بندر داشت.
کاش تهران بندر داشت.
کنار لنچ مینشستیم و من برایت از شاخ و برگ های کُنار حیاط مادربزرگ میگفتم که چقدر شبیه خنده های تو بود. کاش تهران بندر داشت تا برایت از چشمان مادر بزرگ میگفتم که سیاه بود و همیشه میگفت اگر آدم یاد بگیرد با چشم های سیاه خوب بخندد ، سیاهی به قلبش نمی افتد و عشق هیچوقت ترسناک نیست.
این را به تو گفتم که با چشم سیاه و گیس مشکی هنوز وقتی بی هوا تو را می آغوشمت میترسی..
#علی_والی
کنار لنچ مینشستیم و من برایت از شاخ و برگ های کُنار حیاط مادربزرگ میگفتم که چقدر شبیه خنده های تو بود. کاش تهران بندر داشت تا برایت از چشمان مادر بزرگ میگفتم که سیاه بود و همیشه میگفت اگر آدم یاد بگیرد با چشم های سیاه خوب بخندد ، سیاهی به قلبش نمی افتد و عشق هیچوقت ترسناک نیست.
این را به تو گفتم که با چشم سیاه و گیس مشکی هنوز وقتی بی هوا تو را می آغوشمت میترسی..
#علی_والی
- ۶۲.۴k
- ۲۷ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط