کاش تهران بندر داشت.

کاش تهران بندر داشت.
کنار لنچ مینشستیم و من برایت از شاخ و برگ های کُنار حیاط مادربزرگ میگفتم که چقدر شبیه خنده های تو بود. کاش تهران بندر داشت تا برایت از چشمان مادر بزرگ میگفتم که سیاه بود و همیشه میگفت اگر آدم یاد بگیرد با چشم های سیاه خوب بخندد ، سیاهی به قلبش نمی افتد و عشق هیچوقت ترسناک نیست.
این را به تو گفتم که با چشم سیاه و گیس مشکی هنوز وقتی بی هوا تو را می آغوشمت میترسی..

#علی_والی
دیدگاه ها (۰)

پرسیده بودم چه بویی پرتتان می‌کند به روزهای بچگی؟ جواب داده ...

اگه یه روز با خودت رو به رو بشی چیکار می‌کنی؟ این سوال رو کس...

خواب می‌بینم خونه‌ی منی. خوابت برده و دارم نگاهت می‌کنم. نفس...

باد خنکی می‌وزید. خورشید در آسمان می‌تابید. گرمایش را روی بد...

پارت ۴ شاهزاده قصر سیاه

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 122✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط