تن او بہ تنم خورد، مرا برد، مرا برد

تن او بہ تنم خورد، مرا برد، مرا برد





گرم باز نیاورد، بہ شڪرانہ بگردید
دیدگاه ها (۴)

دوستت دارمحتی وقتی رنج،سنگین‌ترین لباسش را بر تنم می‌کندباز ...

تمام عالم رو هم بگردید، باز هیچ‌جای دنیا عفت و حیا و ادب زن ...

تنت گره به تنم خورده مثل ریشه وُ خاکبرای غربت روحم وطن و تن ...

اصن عاشق تنم به مولای علیهمتون خیلی مشتی هستیماصن عشق شمایید...

نزدیک پاییز است

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

- وفارو از قفل یادبگیر ، تن به شکستن میده اما با هر کلیدی با...

تو نَباشی ماندن به چه دَردی می‌خورد؟به کدام شَهر بروَم که حض...

میگن وفا رو از قفل یاد بگیرید،تن به شکستن میده ولی با هر کلی...

حاجی به پولی باز سلام کردم همون اول من رو برد روی تخت-هلپپپپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط