اما قصه محمد پسر غربزده بابا
اما قصه محمد پسر غربزده بابا!
سالها پیشتر از فتنه گری!
گه که هر فتنه گری بود، سری!!
آمدند از علمای قم،چند
پدر مستر ما را گفتند!:
پسرت گشته وزیر ارشاد!
شادیت باشد از این مژده زیاد
از بد حادثه شد زین بابت
پدر پیر بسی ناراحت
گفت:آن روز خطرناک رسید!
از همین روز، دلم می ترسید
هر که اینگونه بود گل پسرش!
ترسد از آنچه که آید به سرش!
این بزرگ زاده ی عمامه زده!!
من بدانم که بود غربــــــــــــــزده!
آری آن روز نفهمید کسی
الحذر گفتن صاحب نفسی!!
تا که شد شهره به هر شهر و دیار
به فضاحت ،به خیانت ،به شعار!
کوس آزادی و آوای گـــــــران
تا که شد فتنه گر فتنه گران...
سالها پیشتر از فتنه گری!
گه که هر فتنه گری بود، سری!!
آمدند از علمای قم،چند
پدر مستر ما را گفتند!:
پسرت گشته وزیر ارشاد!
شادیت باشد از این مژده زیاد
از بد حادثه شد زین بابت
پدر پیر بسی ناراحت
گفت:آن روز خطرناک رسید!
از همین روز، دلم می ترسید
هر که اینگونه بود گل پسرش!
ترسد از آنچه که آید به سرش!
این بزرگ زاده ی عمامه زده!!
من بدانم که بود غربــــــــــــــزده!
آری آن روز نفهمید کسی
الحذر گفتن صاحب نفسی!!
تا که شد شهره به هر شهر و دیار
به فضاحت ،به خیانت ،به شعار!
کوس آزادی و آوای گـــــــران
تا که شد فتنه گر فتنه گران...
- ۴.۲k
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط