ازباغ می برندچراغانی ات کنند/ تا کاج جشن های زمستانی ات ک

ازباغ می برندچراغانی ات کنند/ تا کاج جشن های زمستانی ات کنند *** پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار/ تنها به این بهانه که بارانی ات کنند***یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند/این بار می برند که زندانی ایت کنند*** ای گل گمان مکن به شب جشن میروی/شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند *** یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست/ از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند***آب طلب نکرده همیشه مراد نیست/گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند


شعر از استاد فاضل نظری کتاب گریه های امپراطور
دیدگاه ها (۱)

ازباغ می برندچراغانی ات کند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند ،...

ز باغ می ‌برند چراغانی ‌ات کنندتا کاج جشن های زمستانی ‌ات کن...

از باغ می برند چراغانی ات کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنند...

شاعر استاد فاضل نظری

از باغ می برند چراغانیت کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنندپو...

از باغ مي ‌برند چراغاني ‌ات کنندتا کاج جشن هاي زمستاني ‌ات ک...

از باغ می برند چراغانی ات کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنند...

چه وصف حال قشنگی از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند تا کاج جشنه...

از باغ می برند چراغانیت کنند تا کاج جشن های زمستانیت کنندپوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط