فنجان خالی هم به برگشت ِ تو بد بین است
فنجان خالی هم به برگشت ِ تو بد بین است
هرچند یاد و خاطرات ِ با تو شیرین است
سر می کنم با خاطراتــت درد دوری را
اما عـذاب طعنه ها بعد از تو سنگین است
این روزهـــا از داغ تو رگ می زند هر کس
هر گوشه ای از شهر ما گرمابه ی فین است
وقـــتی که می رفتی نگاهت هـِی تکانم داد
سنگین ترین لحظه برای مرده تــلقین است
خوش باش بعد من کنار هر کسی...اما
گاهی همین یک آرزو مانند نفرین است
هرچند یاد و خاطرات ِ با تو شیرین است
سر می کنم با خاطراتــت درد دوری را
اما عـذاب طعنه ها بعد از تو سنگین است
این روزهـــا از داغ تو رگ می زند هر کس
هر گوشه ای از شهر ما گرمابه ی فین است
وقـــتی که می رفتی نگاهت هـِی تکانم داد
سنگین ترین لحظه برای مرده تــلقین است
خوش باش بعد من کنار هر کسی...اما
گاهی همین یک آرزو مانند نفرین است
- ۳۲۶
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط