"تو را می گویند گرگ خونخوار و مرا می گویند سگ وفادار. من

"تو را می گویند گرگ خونخوار و مرا می گویند سگ وفادار. من افتخار می کنم که وظیفه شناس و درستکار هستم. نگاه کن این گردنبند زیبایی که به گردن من است نشان افتخار من است." گرگ میان حرفش دوید و گفت:" خوبه، خوبه!همه اینها که گفتی به یک پول سیاه نمی ارزد، چون که تو بعد از این همه دوندگی و جوش زدن تازه محتاج دیگران هستی...

قصه های اصیل برای بچه ها و بزرگ ترا
کتاب "قصه های خوب برای بچه های خوب2" قصه هایی از "مرزبان نامه" از "مهدی آذریزدی" از انتشارات امیرکبیر

دریافت رایگان از پارس هاب:
http://www.parshub.com/main/book.jsf?contentUuid=3011


دیدگاه ها (۴)

"تو را می گویند گرگ خونخوار و مرا می گویند سگ وفادار. من افت...

حالا دیگرنه از حادثه خبری هستو نه از اعجاز آن چشم های آشنااز...

گـاهـے اوقـاتـــ بـایـد بـگـذرےبــگــذارےوبــروے ...!وقـتـے ...

ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ...ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻬﻤﻪ ﯼ ﮐﻮﺭ !ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷ...

بیش از 300 میلیون سال قبل ماهی استخوانی در آب های روی زمین ز...

چیزی که بیش از هر چیز مورد حیرت هلنا شده بود، اینکه وقتی وی ...

نو+جوان:l1l.ir/ayazdi🔰 رهبر انقلاب: "کتاب او [مهدی آذر یزدی]...

وقتی خبر شهادت این دو کودک توسط رژیم صهیونیستی امد، یادم افت...

صحبت های محمدمهدی همت درباره شهدای مدافع حرم...بخونید....لطف...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم؟!مونا زارعنامه شماره ۲...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط