موی ِ خرمای ِ تو ، نخلستان تر از این حرفهاست

موی ِ خرمای ِ تو ، نخلستان تر از این حرفهاست

بید ِ مجنونی که سرگردان تر از این حرفهاست

حضرت ِ لیلای ِ واویلا ، قیامت کرده ای !

محشر از زیبایی ات ، حیران تر از این حرفهاست

حق بده در تار ِ مویت خانه ای برپا کند

باد چون من بی سر و سامان تر از این حرفهاست

جنگل ِ لیمو بنان ِ مردمک هایت چه بکر

مخمل ِ سبزی که دشتستان تر از این حرفهاست

پشت ِ میله میله ی ِ مژگان ِ خود حبسم نکن

چشم اگر بستی جهان زندان تر از این حرفهاست

اخم و تخم ِ تو زیادی سخت میگیرد به من

مهر ورزیدن به هم آسان تر از این حرفهاست

فرش ِ کرمانت گره بر چشمهایم کور بست

گریه ام آغا محمدخان تر از این حرفهاست

این غزل تقدیم تو هر بیت آن روی ِ گسل

نه نرو "شهراد" ِ تو ویران تر از این حرفهاست

شهراد میدری
دیدگاه ها (۱)

.من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگ...

یک شاخه عشق می‌دهمت ، بو نمی‌کنیدیوانه‌ای تو هم به خدا ، رو ...

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺟﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖﮐﻔﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺮﺍ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺩﺭ...

خواستم از تو بگویم غزل آمد یادم !شعر و افسانه و ضرب المثل آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط