بوسیدن لبهای تو چون شیر وشراب است

بوسیدن لب‌های تو ‌چون شیر وشراب است
بوییدن توقنچه گل‌ مریم تنها لب باغ است

تو کوچ کنی من شوم افسرده از این‌ هجر
بی‌مهر تو دل‌نیست چه‌بد خانه خراب است

از من مشو غافل که تنم سوخته از عشق
درمیکده است تشنه یک جرعه شراب است

یک شب تو بیایی و ببینی که چه شد دل
در هجر لبت سوخته با اشک و اتاب‌ است

چون‌غرق ببینی من‌بشکسته و بی‌ خواب
پندارمکن‌چشم‌به‌اشک‌است‌وعذاب است

بلبل به‌ خم شاخه درختی است چه ‌ساکت
چون‌گوش به‌درد دل‌من داده خراب است

پس بیش مرا دور مکن از لب و چشمت
فرداکه‌بیایی نه‌(ندا)هست‌ونه خواب است
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۳)

در خیالم روز و شب را با دلت سر می‌کنممن که تنهایی خود را بی ...

دیگر نمی‌خواهم‌که آن ‌دل مال‌ من باشدآن چشم مست تو مدام دنبا...

می‌سوزم و‌ گر دل ندهی جان بدهماز هجر به دست تو تن عریان بد...

بانو به خدا عاشق تو حوصله دارد اما به دل از عشق شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط