"دلنوشته"

"دلنوشته"
یخ زده است انگار تمام افکار من
یاکه فراموش گشته همه ازنام من
ای روزهای فخر گرفته وای تنهایی سردرگم
کمی با من مدارا...
تو درکدامین افسانه ای، باکدامین اتفاق امدی
توای شادی ماتم گرفته من
درزیر کدام آسمان مانده ای
بااین اندوه ز که نقل میکنی
ای ذهن خسته ی من
ای همزاد من باکدامین آشنا همصدایی میکنی
سکوتتان گوش افکارم را کر کرده...
بشت این صورتهای زیبا چهره های ژولیده وعبوس
بشت فردا ها براست از نامردی این مردم
توای همه تنهایی من
درکدامین داستان خواهی امد
چه کسی از تو میگوید
یاکه کسی تورا میخواند
دست کدامین اتفاق راگرفته ای
باکلامی آرام ازفریاد
بادلی شکسته..
بگذاریدم به حال خودم
یخ زده است دستانم
چگونه به بایان رسانم این داستانم
گوشه ای بود از شرح حالم
نوشتم به یادگار تاهمیشه به یاد داشته باشم....
94/7/2
23:19
Eiliya
دیدگاه ها (۳۴)

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

💙میخواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهای گذشتهبه دل های بزر...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط