جـنون‌عـشـقَت❤️‍🔥:)

جـنون‌عـشـقَت❤️‍🔥:)
#𝐏𝐚𝐫𝐭۲۴


دنیا

به طرف طوفان رفتم و آستینش گرفتم و به طرف خودم کشیدمش و گفتم
دنیا ' ازت خواهش میکنم طوفان ادامه نده
طوفان با چهره عصبانی به سمتم برگشت و گفت
طوفان ' مگه بهت نگفتم برو تو ماشین به خاطر تن صداش گریم بیشتر شد و از شانس بدم تو یه قسمتی از حیاط دانشگاه بودیم که خلوت بود و کسی نبود بیاد جداشون کنه

حالم خیلی بد شده بود دعوا داشت به جاهای بدی می‌رسید
دوباره آستین طوفان گرفتم و بهش گفتم

دنیا ' جون من بس کن طوفان
انگار جون من واسه اوون مهم بود

طوفان ' جون خودتو قسم نخور
برو گمشوو تو ماشین

طوفان

تازه متوجه گریه دنیا شده بودم و پشیمون از رفتاری که باهاش داشتم
رو به اون پسره کردم و یقشو گرفتم و بهش گفتم

طوفان ' به وقتش به حسابت میرسم و ...
دیدگاه ها (۰)

دروغ بود 🖤

دیگه مال من نیستی 💔

این خیلی حق بووود 🤣🤣

🖤🫀

رومان عشق مافیا پارت 29از زبان ا/تگفت : مشکلی نیست گفتم : خو...

ص ۵۷رو بروی پریسا ایستادم و گفتم یادت هست ان یادداشت که نوشت...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒘𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆ویو جونگ کوکداشتم به سمت دستشویی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط