تو با قلب ویرانه ی من چه کردی

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانه ی من چه کردی

ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ی من چه کردی

مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه من چه کردی
دیدگاه ها (۱)

داد زدسکوت کردمبد و بیراه گفتسکوت کردمتهدید کردسکوت کردمگریه...

یادت نرود ما به هم احتیاج داریم!باور کن...برای رسیدن ها و فر...

بیماری نادری ست اینکه نگاهتبه هرچه بیفتددلت برای کسی تنگ شود...

فرقی نمی کند اول هفته باشد ،وسط هفته یا آخرشمثلا غروب جمعه ب...

محبت را کبوتر هم، به آب و دانه می فهمددروغِ آشنایی را، فقط ب...

🌱🍒 وقتی که عقلها زتو دیوانه میشوندوقتی که راهها به تو پایانه...

پدرم پیر نشو... روشنیِ خانه بمانسقف بالاسرِ این خانه ی ویران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط