خدا پس از آفرینش مرد یه نگاهی بهش کرد و گفت : نه ... خیلی
خدا پس از آفرینش مرد یه نگاهی بهش کرد و گفت : نه ... خیلی تنهاس ،
می تونه قدرت داشته باشه اما تنهاس ،
می تونه اندیشه داشته باشه اما تنهاس ،
می تونه یه حامی باشه اما تنهاس ،
می تونه قهرمان باشه اما تنهاس ،
می تونه آدم خوبی باشه اما تنهاس ،
می تونه ، می تونه... اما... تنهاس ، تنهاس.
کم کم خدا احساس کرد مرد انقدر تنهاس که نمی تونه ...
و به خاطر تنهایی نا امید و ناتوان شده ، قدرت و اندیشه شو از دست داده ...
خدا فهمید اون کامل نیست. خدا احساس کرد آفرنیش ناقصه ...
پس دست به کار شد و زن و خلق کرد تا به مرد توان بده ،
زن با مهربونی و ایثار کنار مرد نشست بهش گفت تو می تونی من هواتو دارم .
بهش گفت تو قهرمان منی و مرد انگیزه پیدا کرد ،
بهش گفت بیا به اندیشه هامون بال و پر بدیم و مرد به بالندگی رسید .
زن نوازشش کرد و بهش گفت ما با همیم و تو تنها نیستی.
و اینطوری بود که زن شد انگیزه هستی...
می تونه قدرت داشته باشه اما تنهاس ،
می تونه اندیشه داشته باشه اما تنهاس ،
می تونه یه حامی باشه اما تنهاس ،
می تونه قهرمان باشه اما تنهاس ،
می تونه آدم خوبی باشه اما تنهاس ،
می تونه ، می تونه... اما... تنهاس ، تنهاس.
کم کم خدا احساس کرد مرد انقدر تنهاس که نمی تونه ...
و به خاطر تنهایی نا امید و ناتوان شده ، قدرت و اندیشه شو از دست داده ...
خدا فهمید اون کامل نیست. خدا احساس کرد آفرنیش ناقصه ...
پس دست به کار شد و زن و خلق کرد تا به مرد توان بده ،
زن با مهربونی و ایثار کنار مرد نشست بهش گفت تو می تونی من هواتو دارم .
بهش گفت تو قهرمان منی و مرد انگیزه پیدا کرد ،
بهش گفت بیا به اندیشه هامون بال و پر بدیم و مرد به بالندگی رسید .
زن نوازشش کرد و بهش گفت ما با همیم و تو تنها نیستی.
و اینطوری بود که زن شد انگیزه هستی...
- ۵.۰k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط