Ourlifeagain

#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_³²

×من باید یونجی رو با خودم ببرم....
تعجب نکردم‌.....
خودم بهش گفتم بیاد دنبالم.....
باید درباره سه هون بهش میگفتم
٪ها؟ چرا اوپا؟
&مام باید بیاییم؟
×نه منو یونجی باید یکاری رو انجام بدیم شما راحت باشید.....پس فعلا
+خدانگهدار
بعد از خداحافظی به سمت در حرکت کردیم...
.
.
.
.
×چی؟! اون حرو*زاده برا چی بهت مسیج داده؟
+نمیدونم....اون ازم عکس داشت.....چیزی نبود که بشه نگرانش شد(ترجمه: عکس بدی نبوده) اما داره دنبالم میکنه....
×باید بریم اداره پلیس.....
+اوپا اون تو جشن بود....
×چی؟
+وقتی داشتم می‌خوردم زمین یونجون شی منو گرفت و نذاشت بیوفتم....از اونجام ازم عکس داره....
×پس یا آدم داره....یا خودش اونجا بوده....رفتار مشکوکی ندیدی؟
+نه فقط تبریک ها و تعریف تجمید های همیشگی.....
×تا میرسیم بیشتر فکر کن.....
دیدگاه ها (۰)

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_³³+باشه رسیدیم ایستگاه پلیس.....بعد از ...

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_³⁴بهرحال اون کسیه که برام ارزشمنده........

تولدت مبارک فرشته ی زیبا😘🩷💔❤️

روزتون مبارک گل دخترا🥺🌎😘🩷

پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط