می نویسم غزلی باز به اصرار دلم

می نویسم غزلی باز به اصرار دلم
مدتی هست شدم سخت گرفتار دلم

گریه می خواهد و من باک ندارم که چطور
بتوانم بزنم دست به انکار دلم

تو که رفتی همه شهر مرا پس زده اند
بعدِ تو هیچ کسی نیست خریدار دلم

من که اصلا به درک فکر دلم باش عزیز
بوسه بر دار تو از گونه تبدار دلم

واژه کم آمده است، حیف، دلت نرم نشد
می روم تا بشوم باز عزادار دلم ..
دیدگاه ها (۱)

خسته ام از زندگی اما جوانی میکنمدفترم را میگشایم شعر خوانی م...

کوک کرده امچشم هایم رابرای لحظه ی آمدنت !!می ترسم این عقربه ...

بس کن ای زیبای من ، اینطور فالم را نگیرهی نکن امروز و فردا ،...

قسم به اسم پاک تو قسم به عطر خاک توقسم به عاشقی، قسمبه آنچه ...

عاشقانه های شبنم

🚫بی جنبه ها نخونن🚫FORCED LOVEPart:16───شبِ آخر.جئون من رو به...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

وقتی بهت توجه نمی کرد

پارت ۱ ویو ا.ت از خودم ، دانشگاهم و هم دانشگاهیام متنفر بودم...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏,, سحرگاه بود آفتا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

ابلیس

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط