دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو



دیدگاه ها (۷)

‌ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺩﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺰﻧﯽﺟﺎﻧﺎ ﺑﺰﻥ ﺁﺗـــﺶ ﺗﻨﻢ ﺑﻪ ...

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیا...

دوستــ دارم غافلگیرشوم!برایم عاشقانه اےبگو...هرچند کوتاه...ق...

چـون خیـال تو درآید به دلم رقـص کنانچه خیـالات دگر مست درآیـ...

چه عزتمندانه می رود

گاهی هر چقدر چشم می‌اندازی، هیچ راهی برای رسیدن به عشق نمی‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط