نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهم

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهم
قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم

خواب و بیدار، شب و روز به دنبال من است؛
جز مگر یاد تو یار سفری می خواهم؟

در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافی است
رو به بیرون زدن از خویش، دری می خواهم

بعد عمری که قفس واشد و آزاد شدم
تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم

سر به راهم تو مرا سر به هوا می خواهی
پس نه راهی، نه هوایی، نه سری می خواهم

چشم در شوق تو بیدارتری می طلبم
دلِ در دام تو افتاده تری می خواهم

در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شوم
بی تو خشکیدم و لطف تبری می خواهم
دیدگاه ها (۷)

ما کهقسمتمون نشـــــدولی میگـــنخیلی حسِقشنگیـــهبه اونیکـــ...

گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟طالب دولت دیدار تو باشد چه ...

هر زمان از عشق پرسیدند، گفتم آه، عشق...خاطرات بی‌شماری پشت ا...

نباید می فهمیدی" دوستت دارم "لعنت به چشمانمکه بی موقع دهان ب...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

نه سراغی ، نه سلامی...خبری می خواهمقدر یک قاصدک از تو اثری م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط