بار چون بستم از درت مانع رفتنم مشو*

بار چون بستم از درت مانع رفتنم مشو*
زانکه مسافر از وطن بار چو بست میرود*
دیدگاه ها (۳)

دل من پشت سرت کاسه آبی شدو ریخت*کی شود پیش قدمهای تو اسپند ش...

#پائیزبلوار طاق بستان کرمانشاه*

میگویم سلامهیچکس جوابم را نمیدهدپس خدا نگهدار میگویم شاید از...

از دریا آموختمغرق کنم هرکس را که از حدش گذشت*

Part:62. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

Novel panleo ♡ #part⁵⁸ ♡『 paniz 』با رفتن اش لباسام رو پوشیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط