بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را ن

بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را نمی بینند صدای خورد شدنت را زیربارهزاران بار نمی شنوند ‎
فقط هستند زیرا نسبتی باتودارند خونی فامیلی ‎
هستند چون باید باشندتا روزگاررا بگذرانی ‎
دراین میانه تنهایی و بی کسی گاهی خورشیدی طلوع میکند می آید تا روزگارت را گرم کند روشن کند ‎
روح بخشد ‎به زندگیت‎
غریبه ای که آشناست می آید دستت را میگیرد دردت را حس میکند و تمام ناگفته هایت را ازقلبت بیرون می کشد برایت دوبال میشود ‎
تا با آرامش پروازکنی کوهی می شود برایت تا به آن تکیه کنی گاهی غریبه ای چه آشنا می شود برایت ‎...
دیدگاه ها (۷)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را نمی ...

بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را نمی ...

بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را نمی ...

بعضی آشنایان غریبه اند نگاهت را نیازت را خواسته هایت را نمی ...

گاهی #دلم می گیرداز #آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی...

گاهی دلم می گیرداز آدم هایی که در پس نگاه سردشانبا لبخندی گر...

خدایا :من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم.همانی که ...

خدایا : من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم. همانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط