I'm not jealous

I'm not jealous
part 63
صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم

؟نمیدونم ولا نظر خودتون چیه جناب کیم مینجی شی

با تعجب برگشتم
امکان نداشت؟
یعنی اون؟
اون صدا ؟
اول توی شوک بودم و فکر کردم توهم‌ زدم ولی‌ با دیدن صورت قشنگش فهمیدم خودشه
بار ها توی خیالاتم این لحظه‌ رو تصور میکردم
همیشه فکر‌ میکردم وقتی ببینمش با خوشحالی به سمتش میرم و میبوسمش
ولی الان تنها کاری که کردم این بود که از شدت خوشحالی زدم بلند زدم زیر گریه

_مینجی؟..ببخشید...ناراحتت کردم؟.. خیلی یهویی اومدم ؟

صدای گریه ام بلند بود که توجه مردم به ما جلب شده بود
منم که اشکم دم مشک بود با تمام توان در بعضی رو که توی این سیزده سال قورت داده بودم یکجا بیرون ریختم
به حدی با شدت گریه ام گرفت که نمیتونستم حرف بزنم
چشماش نگران جونگکوک رو که دیدم بد تر گریه ام گرفت

_وای مینجی..یک چیزی بگو..من چه غلطی کنم..


به سمتم رفتم و محکم بغلش کردم
بوی عطرش هنوزم همون بود
خیلی سفت بهش چسپیده بودم
انگاری این آغوش میتونست نبودش رو توی این‌ سیزده سال جبران‌ کنه
بدنم می لرزید و مثل بچه ها گریه میکردم
نه تنها گریه ام کمتر نشد بلکه بیشتر هم شد

_هیس..آروم باش خوشگلم..آروم باش پرنسمم..مینجیم؟..نفس عمیق بکش

سرم رو از روی شونه اش برداشتم و صورتش رو توی دستام گرفتم
نه تنها تغییر نکرده بود بلکه جذاب تر هم شده بود
مردونه تر شده بود
خیلی هیکلی شده بود
مطمئنا اگه از دور میدیدمش نمیشناختمش
دونه به دونه ی اجزای صورتشو نگاه کردم
و یهو به سمتش رفتم و آروم بوسیدمش
دستامو پشت گردنش انداختم اونم همکاری میکرد
خب دیگه اینجوری نگام نکنید باید یک جوری کمبود تنفسم رو جبران میکردم
حالا یکم هم رفع دلتنگی بکنم اشکالی نداره
دیدگاه ها (۷)

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

I'm not jealous part 65به سمتمون اومدن هه رین در حالی که لبخ...

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

I'm not jealous part 61اینم از جیمین شده یکی لنگه ی تهیونگ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط