* * * * *

* * * * *
#سیستان

شعری با گویش سیستانی[ویرایش]

زابل سلام، زابل تو کبه بودی ورمهِ سیستونی قربون خاک و پلگِ تونو، چور و بستونی
زابل تو یادگار رستم و یعقوب و فرخی زابل و آسمون ملکِ کیو، نور و چرخی
زابل تو پیتوی و گرمی افتو و نیمروز از زرونِ آتش تو بوده، فرخی و سوز
اتماً شرنگِ رخش رستم، از در بادِ تو فردوسی اشنیدَ و نویشتهَ، کتابَ و یاد تو
آسوکه گوی پیر زمو دیده زابلی روفرقِ صد کتاب، سنت قدیم کاکلی
زابل تو آتشی و گرمی آتشگه گبرکو زابل تو کنه‌ای و کنگی خاکِ زیر کو
زابل تو تشنه‌ای بتر از پرهِ آسِ اَو زابل تو سیراوی و پریِ رودِ شیبِ اَو
زابل افْ اشْ سال دورُ مِ از خیرِ زندگی پیغوم دِه از خوا، ورمِ که، رسم منه بندگی
آیا اََنوز کفترکو، گرمِ پور پور؟ آیا اَنوز پتک سرگرمِ کور کورِ؟
آیا انوز پتک و پچ دارِ چوپونو؟ یا شیر دغ بر و گرماس مخوارِ چوپونو؟
آیا انوز مرغووی گو مپرِ روی شر؟ گودار ماس چکی مبرَ روی سر؟
آیا انوز گورم، درِ بشِ دلبرِ؟ آیا انوز مایه شو پر شیرو زر دره؟
آیا مرامِ مردون تو قول مردی یه؟ یا رسم وسنت پدرو رو وسردی یه؟
آیا انوز پروندنِ گال استه رسمِ شو؟ ممونونه دارِ دوست، که خدا نکنه خصم شو؟
کوه خواجه روکِ سینه تو، یکْْ چشْْ کِِ قربونی برنظر، پرزه تو حوض دار و ترقونی
دیدگاه ها (۲)

#سیستان * اهمیت خواب و خوابیدن در فرهنگ عرفی سیستانیان! ه...

ای مـالـکاگـر شـب هـنـگـام کـسی را مـشـغـول گـنـاه دیـدیفـرد...

#سیستان

* * * * * #سیستان واژه‌های سیستانی[ویرایش] ارمون (armon) : [...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط