بگذار ترکت کنند؛

بگذار ترکت کنند؛
بگذار بخواهے و نشود
بگذار دیگر فرقے بین شب و روزت نباشد
بگذار جا خوش کنند
دستانت رو بہ آسمان
بگذار آرزویت برآورده نشده بماند
بگذار اشک شود دریا دریا ببارے برایش
بگذار درد شود
بگذار جاے زخمش باقے بماند
بگذار تنها بمانے و با سکوتے تلخ غروب هایت را بگذرانے
بگذار دنیا هرچہ مےخواهد سرت بیاورد
تو اما تحمل کن؛
تو "خدایت "را دارے...
"خدایے کہ چوبش صدا ندارد.."
دیدگاه ها (۲)

دلم میخواهد نامت را صدا کنم!یک طور دیگرجوری که هیچ کس صدایت ...

خـسـتـه‌تـر از آنـمکـه لـیـوانـی چـایآرامـَم کـنـدآغـوش ِ گـ...

یک عمر قفس بست مسیر نفسم راحالا که دری هست مرا بال و پری نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط