لاله‌ای با نرگس پژمرده گفت

لاله‌ای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخساره چون افروختیم
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم
آسمان، روزی بیاموزد ترا
نکته‌هائی را که ما آموختیم
خرمی کردیم وقت خرمی
چون زمان سوختن شد سوختیم
تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشهٔ پژمردگی اندوختیم
درزی ایام زان ره میشکافت
آنچه را زین راه، ما میدوختیم
دیدگاه ها (۲)

به ماه دی، گلستان گفت با برفکه ما را چند حیران میگذاریبسی با...

وای:)))

ولی اوروچ :)!

بانو چقدر زیبا شده بود :)!

تغییرو !!

ولی وقتی النی اوروچ رو سالم دید :)!

جذابیت مرت واقعا ستودنیه :)!

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط