فکر میکردم دکمه

فکر میکردم دکمه
و درز لباسهایمان
را میـدوزد
حالا میفهمم
نشستن های مادر
پای چرخ خیاطی
کنار سماورِ پرحرف و
شلوغمان
دوختن و اتصال
دلهایمان بود در خانه
و کوکِ محبت بود بر جانمان❤ ️
دیدگاه ها (۸)

‌‌به کجای جهان پناه ببرم که نبودنت مهم مباشد؟‌پیمان_شمس‌

کم کم بدل به قلعه متـــــــــــروکه میشودشهری که کوچه هاش به...

نـنـههــر چی بدبختی کشیدیــم گفتی "حکمت"بــیـبــین ننــه...ن...

گاهی فکر می‌کنم ما چقدر جا مانده‌ایم از آن نسل...نسل کتابهای...

Investing with family | سرمایه گزاری با خانواده Part sevenسئ...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨اینم یه پارت دیگههه😭🛐( فعال...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط