P

P3
تهیونگ:ای شیطون فک میکنی نمیفمم غذا ها رو دور میریزی؟؟؟

بورام:گندش بزنن*زیر لب

بورام:مگه بیکاری برو به بقیه بیمار ها برس

تهیونگ:تو نگران بقیه نباش
میخوای بری بیرون اب و هوات عوض شه

بورام:اره میخوام

*از دستش گرفت کمک کرد بلند شه بردش داخل حیاط و روی نیمکت نشستن

بورام:خسته شدم از اینجا

تهیونگ:تا زمانی که نخوای بهتر شی همینجوری میمونی

بورام:هه برا کی بهتر بشم برا خانواده ام یا برا کسی که دوسم داره که همچین فردی وجود نداره

تهیونگ:تو باید برای خودت بهتر بشی نه برا بقیه

*گوشیش زنگ خورد

تهیونگ:الو

*یانگ سوجین یکی از کارکنان اونجا بود که به تهیونگ چشم داشت

سوجین:درباره پرونده ها هست پرونده یکی از بیمار ها نیس

تهیونگ:بله الان میام
(به یورام نگاه کرد*همینجا باش تا بیام

*تهیونگ رفت داخل تا پرونده ها رو چک کنه

تهیونگ:خانم یانگ همشون سر جاش هستن که

سوجین:مگه فقط کاری باشه تا بیای چطوره یکم حرف بزنیم؟

تهیونگ:درباره چی؟؟؟

۱۸ لایک/۱۴کامنت
نظرتون درباره این فیک چیه؟؟؟
دیدگاه ها (۱۵)

۴۰۰ تایی شدنمون مبارک💕💋💋💋💋

P2تهیونگ:دستات چقدر سرده*نگرانباز غذا تو نخوردی؟؟؟بورام:چرا ...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۳۳ تهیونگ : قول میدی ؟ جونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط